آرشیو اخبار
روز
ماه
سال
پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري logo-samandehi
  • | انصراف
  • | انصراف
به کانال تلگرام بانک و صنعت بپوندید بانک و صنعت را در اینستاگرام دنبال کنید
شماره: 736574 تاریخ : 1404/12/25-05:38:16
,23,
سیاست و لحظه ای که رقیب به دشمن تبدیل می شود

یادداشت از سعید خادمی

سیاست و لحظه ای که رقیب به دشمن تبدیل می شود

بیشتر بحران های سیاسی از جایی آغاز نمی شوند که دولت ها ضعیف می شوند، بلکه از لحظه ای آغاز می شوند که جامعه توان همزیستی با اختلاف را از دست می دهد.

پیش از آنکه بحران در نهادهای رسمی یا ساختارهای حکمرانی آشکار شود، نشانه های آن در لایه های نامرئی جامعه پدیدار می شود: زبان سیاسی خشن تر می شود، نگاه گروه های اجتماعی به یکدیگر تندتر می گردد و آن حداقل اعتماد لازم برای زندگی جمعی آرام آرام فرسایش می یابد.

در چنین وضعیتی، جامعه وارد فرایندی می شود که می توان آن را «فرسایش پیشاسیاسی اعتماد» نامید؛ وضعیتی که در آن قواعد نانوشته همزیستی اجتماعی و اعتماد حداقلی میان شهروندان، پیش از بروز بحران در ساختارهای رسمی، به تدریج تضعیف می شود. در این مرحله، اختلافات عادی سیاسی دیگر صرفاً اختلاف نظر نیستند، بلکه آرام آرام به دشمنی های پایدار اجتماعی تبدیل می شوند.
در اغلب تحلیل های سیاسی، بحران همچنان در چارچوبی دولت محور فهم می شود: کارآمدی نهادها، توان اعمال اقتدار یا ظرفیت حفظ نظم عمومی. این تحلیل بخشی از واقعیت را توضیح می دهد، اما کافی نیست. تجربه دهه های اخیر نشان می دهد که در بسیاری از بحران های معاصر، نقطه اصلی فشار نه فقط دولت، بلکه خود جامعه است.
بحران سیاسی از جایی آغاز می شود که جامعه دیگر نتواند اختلاف را بدون تبدیل آن به خصومت مدیریت کند.
در چنین شرایطی مسئله فقط تضعیف ساختارهای حکمرانی نیست؛ مسئله زوال پیوندهای اجتماعی است. اعتماد میان گروه ها کاهش می یابد، همکاری جای خود را به بدبینی می دهد و اختلافات سیاسی به تدریج به شکاف های عمیق هویتی بدل می شوند. در این میان، نهادهای میانجی—از رسانه ها تا گروه های مدنی و شبکه های اجتماعی—که در شرایط عادی می توانند نقش کاهش دهنده تنش داشته باشند، گاه خود به بازتولید بی اعتمادی و تشدید قطبی سازی تبدیل می شوند.
البته چنین فرسایشی معمولاً در خلأ رخ نمی دهد. زبان و رفتار بازیگران سیاسی می تواند این روند را مهار کند یا برعکس، آن را تشدید کند. هنگامی که رقابت سیاسی، به جای مدیریت اختلاف، به برچسب زنی و تشدید بدبینی متقابل تبدیل شود، فرایند فرسایش اجتماعی شتاب می گیرد.
اندیشمندان علوم سیاسی از دیرباز نسبت به چنین وضعیتی هشدار داده اند. توماس هابز نظم سیاسی را پاسخی به خطر فروغلتیدن جامعه در وضعیت «جنگ همه علیه همه» می دانست؛ وضعیتی که در آن اعتماد فرو می پاشد و هر گروه بقا را در حذف دیگری جست وجو می کند. پژوهش های معاصر درباره سرمایه اجتماعی نیز نشان داده اند که اعتماد عمومی و قواعد نانوشته همکاری، از مهم ترین منابع پایداری نظم های سیاسی اند و جوامعی که این سرمایه را از دست می دهند، در برابر بحران ها به مراتب آسیب پذیرتر می شوند.
تجربه های تاریخی نیز این منطق را تأیید می کنند. در سال های پایانی دهه 1980 در یوگسلاوی، پیش از فروپاشی دولت مرکزی، شکاف های اجتماعی میان گروه های قومی به تدریج عمیق تر شد. زبان سیاسی رادیکال تر گردید، رسانه ها به بازتولید بی اعتمادی پرداختند و همسایگانی که سال ها در کنار یکدیگر زندگی کرده بودند، آرام آرام یکدیگر را نه به عنوان شهروندان مشترک، بلکه به عنوان تهدیدهای هویتی دیدند. هنگامی که خشونت های گسترده در اوایل دهه 1990 آغاز شد، فروپاشی سیاسی در واقع واپسین مرحله بحرانی بود که پیش تر در بافت اجتماعی جامعه شکل گرفته بود.
سیاست زمانی خطرناک می شود که رقیب سیاسی دیگر رقیب تلقی نشود، بلکه دشمن دیده شود.
در چنین فضایی، میدان عمومی نیز تغییر معنا می دهد. خیابان، رسانه و شبکه های اجتماعی از بستر گفت وگو فاصله می گیرند و به میدان بازتولید قطبی سازی تبدیل می شوند. زبان سیاسی تندتر می شود، مرز میان اختلاف و خصومت رنگ می بازد و حتی رویدادهای محدود نیز می توانند به سرعت به محرک بحران های بزرگ تر تبدیل شوند.
از همین رو، مهم ترین وظیفه هر نظام سیاسی و هر مجموعه ای از نخبگان اجتماعی آن است که اجازه ندهند اختلافات طبیعی به شکاف های غیرقابل ترمیم تبدیل شود. مسئله حذف اختلاف نیست؛ مسئله حفظ قواعدی است که اختلاف را در چارچوبی قابل مدیریت نگه دارد و مانع از آن شود که رقابت سیاسی به دشمنی اجتماعی بدل شود.
وقتی اعتماد اجتماعی فروبریزد، حتی قدرتمندترین نهادهای سیاسی نیز دیر یا زود زیر فشار جامعه ترک برمی دارند.
در آن نقطه، بحران دیگر فقط در درون دولت رخ نمی دهد؛ جامعه خود به میدان بحران تبدیل می شود، جایی که اختلاف ها دیگر قابل مدیریت نیستند و سیاست، به جای تنظیم رقابت، به بازتولید خصومت بدل می شود.
سعید خادمی
مشاور رئیس و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور


ارسال به دوستان با استفاده از:

نظر کاربران

Memory usage: 574