اعتماد، سرمایه خاموشی است که بدون آن هیچ جامعه ای دوام نمی آورد؛ نه در برابر بحران های اقتصادی، نه در برابر تلاطم های سیاسی و نه در روابط روزمره میان شهروندان. این رشته نامرئی، افراد و نهادها را به آینده مشترک پیوند می دهد و اگر سست شود، جامعه پیش از آن که فروبپاشد، بی جان می شود.
اعتماد فقط خوش بینی متقابل نیست؛ ستون ناپیدایی است که اداره کشور، همکاری اجتماعی و آرامش روانی جامعه بر آن بنا شده است. بخشی از آن در روابط فردی شکل می گیرد، بخشی در پیوند مردم با نهادهای عمومی است و بخش مهم تر اعتماد فراگیری است که میان کسانی برقرار می شود که یکدیگر را نمی شناسند. همین سرمایه پنهان است که امکان کار، قانون پذیری، دادوستد و همزیستی را فراهم می کند.
اما هنگامی که اعتماد تنها در میان گروه های هم فکر و حلقه های بسته جریان دارد، جامعه آرام آرام به جزیره هایی جدا از هم تبدیل می شود. این جزیره ها در درون خود گرم و امن اند، اما بیرون را با سوءظن می نگرند. چنین وضعی زمینه ساز قطبی شدن است؛ جایی که گفت وگو جای خود را به داوری های عجول می دهد و فاصله میان ذهن ها پیوسته بیشتر می شود.
در عصر رسانه های بی وقفه، گردش اطلاعات می تواند اعتماد را بسازد یا ویران کند. امروز یک خبر کوچک توان شکل دادن یا تخریب تصویر کلی از امنیت، انصاف یا کارآمدی را دارد. از همین رو، بی دقتی یا جهت دهی عمدی در بازنشر داده ها، دیگر یک خطای ساده نیست؛ ضربه ای است به سلامت روان جمعی. مسئولیت پذیری در گفتار و انتقال خبر، بخشی از حفاظت از منافع عمومی شده است.
با این همه، فرسایش اعتماد همیشه از بیرون آغاز نمی شود. گاهی از درون جامعه سربرمی آورد؛ از رفتارهایی که در ظاهر ساده اند اما در مجموع اعتماد را می سایند: قضاوت های تند، شایعه سازی، تخریب چهره ها و هیجان زدگی در داوری. شبکه های اجتماعی این روند را شتاب می دهند؛ جایی که فشار برای واکنش فوری، جای بررسی آرام را می گیرد. سکوت و تأمل، که روزی نشانه خرد بود، اکنون گاه به بی موضعی تعبیر می شود. چنین فضایی اعتماد را بی صدا می بلعد.
فرسایش اعتماد هزینه های سنگینی برای حکمرانی دارد. هرچه اعتماد عمومی کمتر شود، اجرای سیاست ها دشوارتر، مقاومت اجتماعی بیشتر و هزینه مدیریت بالاتر می رود. جامعه بی اعتماد، حتی درست ترین تصمیم ها را با تردید می نگرد و همراهی جمعی کاهش می یابد. نتیجه، کندی حرکت جامعه و فرسایش توان تصمیم گیری است.
در چنین شرایطی سلامت گفتار عمومی اهمیت حیاتی پیدا می کند. دقت در نقل خبر، رعایت انصاف، پرهیز از شایعه و احترام به مخالف، تنها توصیه های اخلاقی نیستند؛ ابزارهای صیانت از سرمایه اجتماعی اند. اعتماد با یک رفتار کوچک منصفانه ترمیم و با یک بی دقتی کوچک تخریب می شود. اگر از دست برود، بازسازی آن سال ها زمان می برد.
تجربه جوامع مختلف نشان داده ضعف از بیرون آغاز نمی شود؛ از درون ذهن ها و زبان ها شروع می شود. لحظه خطرناک زمانی است که شهروندان از هم دور می شوند و سخن یکدیگر را باور نمی کنند. آن گاه جامعه، حتی با نیرومندترین ساختارها نیز، دیگر بر زمینی محکم ایستاده نیست.
سعید خادمی
مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل